الشيخ أبو الفتوح الرازي

31

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ابتدا فردا مىكنم شدن به حج ( 1 ) را ، همچنين گفت : در ماه رمضان فرستاد ( 2 ) ، يعنى ابتدا [ در ماه رمضان ] ( 3 ) كردند . آنگه قرآن را وصف كرد به آن كه در او بيان است ، گفتند : « هدى » به معنى لطف است ، و گفتند : به معنى دلالت است » : « هدى للنّاس » من الضّلالة ، رهنماى مردمان است از ضلالت ، كأنّه قال : فيه الدّلالة على بطلان الضّلالة ، فيه هدى مانع عن ردى ، و محتمل است [ اين لفظ ] ( 5 ) لطف را و بيان را و دلالت را ، چه در او بيان حلال و حرام و شرايع و احكام است . * ( وَبَيِّناتٍ ) * ، جمع بيّنه و آن حجّت باشد ، [ براى آن كه مبيّن ] ( 6 ) و پيدا كننده بود ، و از اين جا گواه را « بيّنت » گويند كه قول او در شرع حجّت باشد مدّعى را بر مدّعى عليه . * ( مِنَ الْهُدى ) * ، [ محتمل است اين وجوه را ] ( 7 ) ، [ 226 - پ ] . * ( وَالْفُرْقانِ ) * ، فرق كردن از ميان حقّ و باطل . و كلام در « فرقان » و « قرآن » و معانى و تفسير او رفته است ، و نيز وجوه « هدى » و اقسام و معانى او گفته شده است بيش از اين معنى ندارد باز گفتن . از جمله فضايل و مناقب ماه رمضان آن است كه خداى تعالى قرآن در او فرستاد كه طريق شرع است و بيان كننده حلال و حرام است . قوله : * ( فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه ) * ، در شاد حسن بصرى ( 8 ) خواند : « فليصمه » به كسر « لام » ، و باقى قرّاء به ( 9 ) تسكين « لام » خوانند ، و چون متّصل نبود ، « لام » جز متحرّك نشايد به كسر ، چنان كه شاعر گفت : لتجمع خزاعة ما فرّقت من النّاس من بعد إقلالها چون پيش او حرفى باشد در او دو وجه روا بود : كسر ( 10 ) و سكون . و آنچه در پيش او باشد يا « واو » بود يا « فا » ، يا « ثمّ » چنان كه :

--> ( 1 ) . مب ، رفتن به حج . ( 7 - 6 - 5 - 2 ) . همهء نسخه بدلها : فرستادند . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها فيه . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها چنين . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : تخفيف و . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : و آن كسر بود .